X
تبلیغات
نماز خوبان - نماز در کلام علما و بزرگان
 

 
تاريخ : یکشنبه یکم اردیبهشت 1392
شــآه کلیــــد !
_ _ _ _ _ _ _


√ جوانے نزد شیخ حسنعلے نخودکے آمد و گفت :

سـه قفل در زندگے ام وجود دارد و سـه کلید از شما مےخواهم.


قفل اول اینست کــه دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم.
قفل دوم اینکــه دوست دارم کارم برکت داشته باشد.
قفل سوم اینکــه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.


شیخ فرمود :

براے قفل اول نمازت را اول وقت بخوان.
براے قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان.
براے قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان.


جوان عرض کرد: سـه قفل با یک کلید ؟!

شیخ فرمود : نماز اول وقت « شاه کلید » است !

ارسال توسط مهرداد
 
تاريخ : دوشنبه بیست و یکم اسفند 1391

مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از ایشان نقل می كنند كه می فرمودند: « اگر كسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن كند. »

مطالب زیر گزیده ای از توصیه ها و وصایای آیت الله سید علی اقا قاضی طباطبایی(ره) است كه به شاگردان و اطرافیان خود فرموده اند و ما آن ها را به اختصار ذكر می نماییم. باشد كه كلامش چون صاعقه ای بر قلبمان بدرخشد و راهنمایمان در تاریكی ها باشد.

نماز

شما را سفارش می كنم به اینكه نمازهایتان را در بهترین و با فضیلت ترین اوقات آنها به جا بیاورید و آن نمازها با نوافل، 51 ركعت است؛ پس اگر نتوانستید، 44 ركعت بخوانید و اگر مشغله های دنیوی نگذاشت آنها را به جا آورید، حداقل نماز توابین را بخوانید [ نماز اهل انابه و توبه هشت ركعت هنگام زوال است ].

مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از ایشان نقل می كنند كه می فرمودند: « اگر كسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن كند. »

مرحوم آقای سید هاشم رضوی هندی می فرمایند: روزی یكی را به محضر آقای قاضی آوردند كه مثلا آقا دستش را بگیرد و راهنمایی اش كند. مرحوم آقای قاضی فرموده بودند: « به این آقا بگویید كه نماز را در اول وقت بخواند. »بعد معلوم شد كه آن آقا وسواس در عبادات داشته و نماز را تا آخر وقت به تأخیر می انداخته است.

اما وصیت های دیگر، عمده آنها نماز است. می فرمودند نماز را بازاری نكنید اول وقت به جا بیاورید با خضوع و خشوع. اگر نماز را تحفظ كردید همه چیزتان محفوظ میماند و تسبیح صدیقه كبری سلام الله علیها كه از ذكر كبیر به شمار می آید و آیت الكرسی در تعقیب نماز ترك نشود.

دعا در قنوت نماز
آقای قاضی به شاگردان خود دستور می دادند این دعا را در قنوت نماز هایشان بخوانند: « اللهم ارزقنی حبّك و حبّ ما تحبه، و حبّ من یحبّك، والعمل الذی یبلغنی إلی حبّك واجعل حبّك احبّ الاشیاء إلی. »

قرآن
آیت الله نجابت می فرمودند: آیت الله میرزا علی قاضی به مرحوم آیت الله شیخ علی محمد بروجردی (از شاگردان برجسته آقای قاضی) فرموده بودند كه: « هیچ گاه از قرآن جدا مشو و ایشان تا آخر عمر بر این سفارش آقای قاضی وفادار و پایبند بود. هر وقت از كارهای ضروری و روزمره فارغ می شد، قرآن می خواند و با قرآن بود. »

آقای سید محمد حسن قاضی می فرمایند: « چند سفارش ایشان عبارت است از: اول روخوانی قرآن. می فرمودند قرآن را خوب و صحیح بخوانید. توصیه دیگر ایشان راجع به دوره تاریخ اسلام بود. می فرمودند یك دوره تاریخ اسلام را از ولادت حضرت پیغمبر(ص) تا 255 هـ.ق یا 260 هـ.ق بخوانید. و بعد از عمل به این ها می فرمودند برو نمازشب بخوان! »

آیت الله قاضی در نامه ای به آیت الله طباطبایی می فرمودند: « دستورالعمل، قرآن كریم است؛ فیه دواء كل دواء و شفاء كل عله و دوا كل غله علماً و عملاً و حالاً. آن قره العیون مخلصین را همیشه جلوی چشم داشته باشید و با آن هادی طریق مقیم و صراط مستقیم سیر نمایید و از جمله سیرهای شریف آن قرائت است به حسن صورت و آداب دیگر، خصوص در بطون لیالی...»

و نیز:« بر شما باد به قرائت قرآن كریم در شب با صدای زیبا و غم انگیز، پس آن نوشیدنی و شراب مؤمنان است. تلاوت قرآن كمتر از یك جزء نباشد. »

نماز شب

« اما نماز شب پس هیچ چاره و گریزی برای مؤمنین از آن نیست، و تعجب از كسی است كه می خواهد به كمال دست یابد و در حالی كه برای نماز شب قیام نمی كند و ما نشنیدیم كه احدی بتواند به آن مقامات دست یابد مگر به وسیله نماز شب. »

علامه طباطبایی می فرمودند: « چون در نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم، از نقطه نظر قرابت و خویشاوندی گاه گاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب می شدم تا یك روز در مدرسه ای ایستاده بودم كه مرحوم قاضی از آن جا عبور می كردند. چون به من رسیدند، دست خود را روی شانه من گذاردند و گفتند: ای فرزند! دنیا می خواهی نماز شب بخوان، آخرت می خواهی نماز شب بخوان! »

 



ادامه مطلب...
ارسال توسط مهرداد
 
تاريخ : جمعه یازدهم اسفند 1391
نمازهاى خود را با جماعت بخوانيد. شهید ابوالفضل طيبى
 

*************************

 همگى را سفارش مى‏كنم نماز اول وقت بخوانيد. شهید على شبانى شوكت آباد
 

 

*************************

 سفارش مى‏كنم، شما را عمل به فروع دين، عمل به نماز كه ستون دين است. شهيد محمد حسينى
 

 

*************************

 برادران! تا سر حد امكان به جبهه كمك كنيد. و واجبات را به جاى آوريد، مخصوصا نماز را كه از همه بالاتر است. شهید على عباسى
 


ادامه مطلب...
ارسال توسط مهرداد
 
تاريخ : جمعه سیزدهم بهمن 1391

وظیفه آگاهان جوامع اسلامی برای ادای حق معرفت نماز

 

مقام معظم رهبری درباره وظیفه آگاهان جامعه در قبال حق نماز می‌فرمایند:

اگر چه درباره نماز سخنان گزیده و پرمغز از ائمه معصومین علیهم السلام) و نیز از متفكران و صاحب نظران دینی، دلهای هدایت ویژه را روشن ساخته و به حقیقت و حكمت این فریضه بزرگ الهی آشنا كرده است، با این همه باید گفت؛ جایگاه بلند پایه نماز هنوز برای بسیاری از مردم، حتی آنان كه نماز را فریضه می‌دانند و به جای می‌آورند، بدرستی شناخته نیست.

 

 بی شك آگاهان جوامع اسلامی در این باب وظیفه‌ای سنگین بر عهده دارند و جای آن است كه همه روشهای تبیین و روشنگری برای ادای حق معرفت نماز به كار گرفته شود.

 

نماز، اولین قدم سلوك الی الله

 

رهبر انقلاب نماز را اولین قدم سلوک إلی الله دانسته تأکید می‌کنند:

 

نماز، معبر اصلی برای سلوك انسان در راهی است كه ادیان الهی در برابر آدمی نهاده‌اند تا بتوانند از آن به هدف و غایت اصلی حیات؛ یعنی رستگاری و خوشبختی دنیا و آخرت دست یابد.

 

نماز، اولین قدم سلوك الی الله است ولی ظرفیت این عامل الهی به اندازه‌ای است كه در اوج كمال بشری نیز می‌تواند بال پرواز انسان عرشی شود، تا آن جا كه برترین انسان تاریخ؛ یعنی پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید:

 

 «نماز نور چشم من است» و در هنگام فرا رسیدن وقت نماز از مۆذن خود می‌خواهد كه با سر دادن بانگ اذان، جان او را كامیاب و سرشار از راحت و امنیت سازد.

 

نماز، یكی از عوامل مهم انضباط و انتظام اجتماعی

 

ایشان برای نماز تأثیرات اجتماعی نیز قائلند و در اینباره می‌فرمایند:

 

شاید بتوان گفت هیچ عامل عبادی دیگری اینگونه در همه مراحل تكامل معنوی انسان، برای او كارگشا و نیروبخش و پیش برنده نیست.

 

نماز از آنجا كه اولا سلامت و تعالی اخلاقی و معنوی به افراد جامعه می‌بخشد، و ثانیا از آن رو كه با شكل و محتوای ویژه خود، نمازگذار را به انضباط می‌كشاند و از بیهودگی و ولنگاری نجات می‌دهد، بحق باید یكی از عوامل مهم انضباط و انتظام اجتماعی شناخته شود.

 

شرایط تحقق فوائد نماز

آیت الله العظمی خامنه‌ای برای تحقق فوائد نماز شرایطی ذکر می‌کنند. ایشان معتقدند:

اگر نماز با حضور و از سر شوق و در هنگام فضیلت در میان مردم رواج پیدا كند، اینها دستاوردهای قطعی آن مردم خواهد بود. بدیهی است كه نماز از سر كسالت و بی‌حضور یا خود نمایانه هیچ یك از این فوائد را نخواهد داشت.


منبع:

سید علی خامنه‌ای، اخلاق و معنویت در آینه مقام معظم رهبری، ص 157-158، تهران: مۆسسه فرهنگی قدر ولایت، 1380



ارسال توسط مهرداد

 از زبان نزدیكان حضرت امام رحمه الله نقل شده است كه ایشان هیچ گاه نماز شب خود را ترك نكرد، حتّی در هواپیما. حضرت امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ هنگامی كه بر روی تخت بیمارستان بودند، به یكی از یاران خویش سفارش می‌كند كه هنگام نماز و اذان او را بیدار كند، هنگامی كه او از خواب برمی‌خیزد و می‌بیند كه او را بیدار نكرده‌اند، با ناراحتی می‌فرمایند: من هیچ گاه نماز خود را به تأخیر نینداخته‌ام، حال كه پایم لب گور است، چرا این كار را بكنم.
به هر حال او به عمل معتقد بود و حتّی فرموده‌اند: جمیع علوم عملی است حتی علم التوحید را نیز اعمالی است قلبیه و قالبیه.[1]
نگاه او به جهان غیر از نگاه ماست، ایشان فرموده‌اند: «عالم، مسجد ربوبیت است. باید مراقبه كنند كه با طهارت و صفای ظاهر و باطن در آن قدم نهند؛ كه بساط حق را غیر مطهرین نتوانند پای نهاد و بار مجالست با او را جز به صدیقین مخلصین ندهند.»[2]
از این رو اوست كه در اوج یقین فرمود با «دلی آرام و قلبی مطمئن» از میان شما می‌روم؛ زیرا جز او را، جرأت این ادعا نیست. روحش شاد باد.

[1] . آداب الصلواه، ص 171.
[2] . اسرار نماز، ص 60.



ارسال توسط مهرداد
 
تاريخ : جمعه سیزدهم بهمن 1391

اقامه نماز فقط اين نيست كه صالحان ، خود نماز بگذارند، اين چيزى نيست كه بر تشكيل حكومت الهى متوقّف باشد، بلكه بايد اين ستون دين در جامعه ، به پا داشته شود و همه كس با رازها و اشاره هاى آن آشنا و از بركات آن برخوردار گردد، درخشش معنويّت و صفاىِ ذكر الهى همه آفاق جامعه را روشن و مصفّا كند و تن ها و جان ها با هم به نماز بشتابند و در پناه آن طماءنينه و استحكام يابند.
نماز، ركن اصلى دين است و بايد اصلى ترين جايگاه را در زندگى مردم داشته باشد. حيات طيّبه انسان در سايه حاكميّت دين خدا، وقتى حاصل خواهد شد كه انسانها دلِ خود را با يادِ خدا زنده نگهدارند و به كمك آن بتوانند با همه جاذبه هاى شرّ و فساد مبارزه كنند و همه بُت ها را بشكنند و دست تطاول همه شيطان هاى درونى و بُرونى را از وجود خود قطع كنند. اين ذكر و حضور دائمى فقط به بركت نماز حاصل مى شود. و نماز در حقيقت پشتوانه مستحكم و ذخيره تمام نشدنى در مبارزه ئى است كه آدمى با شيطان نفس خود كه او را به پَستى و زَبونى مى كشد، و شيطان هاى قدرت كه با زَر و زُور، او را وادار به ذلّت و تسليم مى كنند، هميشه و در همه حال دارد.
هيچ وسيله ئى مستحكم تر و دائمى تر از نماز براى ارتباط ميان انسان با خدا نيست ، مبتدى ترين انسانها رابطه خود با خدا را بوسيله نماز آغاز مى كنند. برجسته ترين اولياى خدا نيز، بهشت خلوت انس خود با محبوب را در نماز مى جويند. اين گنجينه ذكر و راز را هرگز پايانى نيست و هر كه با آن بيشتر آشنا شود جلوه و درخشش بيشترى در آن مى يابد.
كلمات و اذكار نماز، هر يك خلاصه ئى است كه به بخشى از معارف دين اشاره مى كند و بطور مكرّر و پى در پى آن را به ياد نمازگزار مى آورد. نمازى كه با تدبّر در معانى ، و بدون سَهو و غِفلت گزارده شود، انسان را روزبروز با معارف الهى آشناتر و به آن دلبسته تر مى سازد.
نورانيّت نماز، و رازها و رمزهاى آن و درس هائى كه در آن گنجانيده شده ، و اثر آن در ساختن فرد و جامعه چندان نيست كه بشود در مقالى كوتاه از آن سخن گفت بلكه چنان نيست كه بيخبرى چون من بتواند از اعماق آن خبرى آورد.
آنچه من با قلم قاصر و معرفت ناچيز خود مى گويم آن است كه مردم ما و جامعه ما، و بخصوص جوانان ما كه اكنون بار امانت سنگينى را بر دوش گرفته اند بايد نماز را منبع قدرتى لايزال بدانند و در برابر جبهه ئى كه امروز پيش روى ماست ، ما را به تكيه گاه مستحكم ذكر خدا و اميد و اعتماد به او، بيش از هميشه و بيش از همه ، محتاج مى سازد، و نماز آن سرچشمه جوشانى است كه اين اميد و اعتماد و قدرت معنوى را به ما مى بخشد.
نماز با حضور و با توجّه ، نمازى كه از ياد و ذكر سرشار است ، نمازى كه آدمى در آن با خداى خود سخن مى گويد و به او دل مى سپارد، نمازى كه والاترين معارف اسلام را پيوسته به انسان مى آموزد، چنين نمازى انسان را از پوچى و بى هدفى و ضعف مى رهاند و اُفق زندگى را در چشمش روشن مى سازد و به او همّت و اراده و هدف مى بخشد، و دلِ او را از ميل به كجروى و گناه و پستى نجات مى دهد. از اين رو است كه نماز در همه حالات ، حتّى در ميدان نبرد و در سخت ترين آزمايش هاى زندگى ، اولويّت خود را از دست نمى دهد.
انسان هميشه به نماز مُحتاج است ، و در عرصه هاى خطر، محتاج تر.
 قسمتی از فرمایشات مقام معظم رهبری در پیامشان در مجمع تشکیل ستاد اقامه نماز در سال 1370



ارسال توسط مهرداد
 
تاريخ : شنبه هفتم بهمن 1391

 نماز در كلام امام خمينى (ره )

در اسلام از نماز هيچ فريضه اى بالاتر نيست چطور نماز را اينقدر سستى مى كنيد در آن ؟... از بى پرونده كه در دادگسترى ها... هست برويد ببينيد،از نمازخوانها ببينيد پرونده هست آنجا؟ از بى نمازها پرونده هست ، هر چه پرونده پيدا كنيد پرونده بى نماز خوان هاست .


نماز در كلام مقام معظم رهبرى آية الله خامنه اى
ناسپاسى بزرگى است كه كسى در محيط اسلامى بسر برد و نماز را كه برترين وظيفه هر مسلمانى است بجا نياورد چنين كسى نزد خدا و نزد بندگان خدا روسياه ،و در حق خود مقصر است .



ارسال توسط مهرداد
 
تاريخ : شنبه هفتم بهمن 1391

1 - نماز يك كارخانه انسان سازى
حضرت امام خمينى قدّس سرّه :
در اسلام از نماز هيچ فريضه اى بالاتر نيست . نماز پشتوانه ملت است . سيّد الشهداء در همان ظهر عاشورا كه جنگ بود، و همه در معرض خطر بودند، وقتى يكى از اصحاب گفت كه ظهر شده است فرمود كه : ((يادم آورديد نماز را و خدا تو را از نماز گزاران حساب كند. و ايستاد در همان جا نماز خواند. نگفت كه ما مى خواهيم جنگ بكنيم ، خير، جنگ را براى نماز كردند. اميرالمؤ منين وقتى كه يكى مسئله اى ، يك چيزى از او پرسيدند در همان بحبوحه جنگ ايستاد و جواب داد. حالا... من شمشير براى اين مى زنم . جنگ در اسلام يك چيزى نيست كه خودش يك مطلبى باشد، يك چيزى باشد يك طرحى باشد. جنگ براى اين است كه آن زباله هايى كه هستند آنهايى كه مانع از پياده شدن اسلام هستند، آنهايى كه مانع از ترقى مسلمين هستند، آنها را از بين راه بردارند. مقصد اين است كه اسلام را پياده كنند و با اسلام انسان درست كنند. نماز يك كارخانه انسان سازى است ، فحشا و منكر را نماز، نماز خوب فحشاء و منكر را از يك امتى بيرون مى كند.(1)


2 - نماز ارتباط صميمانه ميان انسان و خدا
مقام معظم رهبرى حضرت آيت ا... خامنه اى :
نماز و نيايش ، ارتباط صميمانه اى است ميان انسان و خدا، آفريده و آفريدگار. نماز، تسلابخش و آرامشگر دلهاى مضطرب و خسته و بستوه آمده و مايه صفاى باطن و روشنى روان است . پيمان و انگيزه تحرك و بسيج و آمادگى است ، در حالى صميمانه و دور از رنگ و فريب ، براى نفى هر بدى و زشتى است و تدارك هر نيكوئى و زيبائى .
برنامه اى است براى بازيافتن و آگاه ساختن خويش ، و كوته سخن ، رابطه اى و استفاضه اى مداوم است . با سرچشمه و پديده آورنده همه نيكى ها، يعنى خدا... يكى از عملهايى كه سرشار از انگيزه ياد خداست و مى تواند انسان را يكسره غرق در ياد خدا كند، و مى تواند بيدار باش و به خويش آورنده باشد، و مى تواند همچون شاخص و علامتى ، رهروان راه خدا را بر روى خط مستقيم بدارد و از گيجى و گمى حفظ كند و مى تواند از لحظه اى غفلت زندگى آدمى مانع شود، نماز است .
انسان از لابلاى مشغوليتهاى فكرى كه او را احاطه كرده است به ندرت مى تواند به خود و هدف زندگى و گذشت لحظات و ساعات و روزها بينديشد چه بسا روزها كه شب مى گردد و روزهاى ديگرى كه آغاز مى شود. و هفته ها و ماهها كه مى گذرد و انسان به آغاز و پايان آن توجه نمى يابد و گذشت زندگى و معنا يا بطالت آن را احساس نمى كند.
نماز يك زنگ بيدارى و يك هشدار در ساعات مختلف شبانه روز است . به انسان برنامه مى دهد و از او تعهد مى خواهد، به روز و شبش معنا مى دهد. و از گذشت لحظه ها حساب مى كشد. در آن هنگام كه انسان مشغول و بى خبر از طى زمان و انقضاى عمر است او را مى خواند و به او مى فهماند كه روزى گذشت و روزى آغاز شد.
بايد فعاليت كنى مسئوليت بزرگترى بر عهده بگيرى و كار مهمترى انجام دهى به دليل آن كه بخشى از عمر، از فرصت عمل ، به سر آمد بايد پيشتر تلاش كرد و بيشتر رفت زيرا هدف بزرگ است ، مگر تا فرصت از كف نرفته به آن دست يافت ... (2)


3 - قيام بر نماز
سيّد بن طاووس ؛ (589 - 664 ه‍ .ق ):
نماز ترا به اين مى خواند در پيشگاه مالك زندگان و مردگان حضوريابى ، پس با دلى آگنده از رغبت ، و ضميرى مالامال از شرف ، به نماز برخيز و هر كارى را كه خدايتعالى تو را به اشتغال به آن معذور نمى دارد ترك كن ، چه اشتغال به چنان امورى مخالف با مولا و سبك شمردن فرمان او جل جلاله باشد و خطرى است سهمگين كه از كيفر آن ايمن نمى توان بود. و مشنو كه گويند به تاءخير انداختن وقت نماز دشوار نيست . گوينده چنين سخنى را به اين سخن بيازماى كه اگر از كسى حاجتى بطلبد و رفع نيازش به تاءخير افتد آيا او را سرزنش نمى كند و در دل از او نمى رنجد؟ و نمى گويد كه آن شخص ‍ حق دوستى را نپاييده است ؟ پس بدان كه اينگونه مردم حق را نمى شناسند و عظمت و نعمت الهى را پاس نمى دارند و در حقيقت از تو چشم آن دارند كه آنان را بيش از خدايتعالى تحليل كنى و مهر تو بر آنان افزون بر مهر تو به آستان الهى باشد پس مبادا كه در اهانت به مولاى خود از آنان پيروى كنى . پس به نماز برخيز، با كمال اشتياق ، با رغبتى از سر عشق ، و با عشقى به كمال ، در نماز به خداى حىّ هستى بخش ، روى سخن داشته باش و مقام خود را كه بنده اى از ياد مبر، و از ستايش ذات پاكش كوتاهى مكن .(3)

4 - نماز و شيعه
علاّمه سيّد محمّد حسين طباطبائى ؛ فرمود:
كربن معتقد بود كه در دنيا يگانه مذهب زنده و اصيل كه نمرده است مذهب شيعه است .
روزى به هانرى كربن گفتم : در دين مقدّس اسلام تمام زمينها و مكانها بدون استثناء محل عبادت است ، اگر فردى بخواهد نماز يا قرآن بخواند يا سجده كند يا دعا كند در هر جا مى تواند، بنابراين اگر فردى از مسيحيان در وقتى از اوقات حالى پيدا كرد مثلاً در نيمه شب در خوابگاه منزل خود است و خواست خدا را بخواند چه مى كند؟ او بايد صبر كند تا روز يكشنبه ، كليسا را باز كنند، اين معنى قطع رابطه بنده است با خدا.
در پاسخ گفت : بلى اين اشكال در مذهب مسيحيت هست .
همچنين روزى به كربن گفتم : اگر در دين مقدس اسلام ، انسان حاجتمند حالى پيدا كند، طبق همان حال و حاجت خدا را مى خواند امّا در دين مسيح ، خدا اسماء حسنى ندارد اگر شما مثلاً حالى پيدا كرديد چه خواهيد كرد؟! در پاسخ گفت : من در مناجاتهاى خود صحيفه مهدّويه عليه السّلام را مى خوانم . كربن كراراً صحيفه سجّاديه را مى خواند و گريه مى كرد.(4)

5 - شاگرد نماز
بو على سينا (370 - 427 ه‍ .ق ) پنج ساله بود كه پدرش چون از او هوش و ذكاوتى عجيب مشاهده كرد به تعليم و تربيتش همّت گماشت . و پيش معلم دانشمندى برد تا به وى قرآن و اصول دين بياموزد. بو على به خواندن علم ادب ، و صرف و نحو و لغت ... مشغول گشت و هم زمان به حفظ قرآن كريم روى آورد و قبل از ده سالگى به اينكار توفيق يافت و حافظ كل قرآن شد. سپس در نزد اساتيد ديگرى به تحصيل رياضيات پرداخت و حساب ، جبر، مقابله ، هندسه را فرا گرفت . و در نزد استادى ديگر به تحصيل فقه پرداخت و آن را نيكو فرا گرفت ، در نزد استاد ابو عبدالله ناتلى شروع به خواندن فلسفه نمود و بعد از اندكى همانند استادش و بالاتر از او گشت چنان كه در حين درس از استاد اشكال مى گرفت و استاد از جواب باز مى ماند و او خود جواب را تشريع مى كرد. تا جائى كه اساتيد از شركت در كلاس او را كفايت نمودند و گفتند كه خود مطالعه كن و اگر نتوانستى مسائلى را حل نمايى با ما در ميان بگذار.
شيخ بو على سينا در اين مورد مى نويسد: من بخواندن دروس مشغول بودم و اقسام فلسفه را مجدداً مطالعه مى كردم در تمام اين اوقات شبى را تا صبح نخوابيدم در روز هم جز به تحصيل علم به چيزى توجه نداشتم . و به همين طريق پيش مى رفتم تا حقيقت هر مسئله براى من مسلم مى شد و هرگاه من در مسئله اى حيران بودم و يا نمى توانستم قضيه را بفهمم به مسجد پناه مى بردم و نماز مى گذاردم و خالق كل را ستايش مى كردم و معمّاى من حل و مشكل برطرف مى شد. با اين شكوه باز در سروده اى گويد:(5)
دل گر چه در اين باديه بسيار شتافت
 
يك موى ندانست ولى موى شكافت
 
اندر دل من هزار خورشيد بتافت
 
آخر به كمال ذره اى راه نيافت

ادامه مطلب را بخوانید:



ادامه مطلب...
ارسال توسط مهرداد

اسلایدر